دسته: کتاب
6 May 2011عدالت چیست؟ آزادی گرفتنی است یا دادنی؟ خدا هست یا نیست؟ پادشاه فرانسه کچل است یا نه؟ … پنجاه پرسش فلسفی و بیش از پنجاه پاسخ فلسفی به این پرسشها، همه و همه در کتاب زیر:
دسته: سینما اقتباس|گوناگون
7 Mar 2011داشتم در اینترنت وبگردی (یا به گفتهی همشهریهایم وبمجی) میکردم که به چند نظر در بارهی برنامهی سینما اقتباس برخوردم. داغ دلم تازه شد. چه کشیدم با این برنامه از دست سیما و مدیران فرهیختهی سیما و آن تهیهکننده.
به رسم یادگاری:
1- این نسل شاد الان تمام شد. ( فردا ظهر بازپخش میشه ) . فیلم آرام و خوبی بود. کلا من با هر فیلمی که ماجرایش در دهه های 30 تا 50 میلادی ( به خصوص دهه 40 ) بگذره ، حال می کنم. تیپ مردم اون موقع ، لباس ها ، کلاه ها ، سادگی شون و ادب و کلاس زندگی شون . فیلم هنرپیشه معروف نداشت و فقط یه دختر تا حدودی خوشکل توش بود . دوبله فیلم قابل قبول بود و فقط نمی دونم چرا صدای دوبله اینقدر ضعیف بود .
من مجبور شدم که ولوم تلویزیون را تا آخر بالا ببرم ولی باز در بعضی صحنه ها صدا به سختی شنیده می شد ( این مشکل تا حالا در چند برنامه سینما اقتباس تکرار شده است ) . مورد دیگه ، کم بودن بخش تحلیل فیلم است. قبلا در برنامه سینما اقتباس حداقل 45 دقیقه قبل از فیلم و 45 دقیقه بعد از فیلم ، بحث های خوبی در مورد فیلم و حواشی و ژانرها میشد اما جدیدا اینطور نیست و بحث کوتاه شده و خبری از اون مجری خوش تیپ برنامه و میزگردش نیست
2- همیشه گفتم و باز هم میگم, سینما اقتباس یک برنامه و اصلا میشه گفت یک پدیده تکرار نشدنی هست. فقط امیدوارم که این برنامه به این زودی ها تموم نشه (هرچند در سایت شبکه 4 تاریخ داره) و اگر هم تموم شد یک جایگزین باکیفیت براش داشته باشن. سینما اقتباس اولین برنامه (حداقل در این چند سال اخیر) هست که به صورت حرفه ای فیلمهای کلاسیک رو پخش می کنه. این اواخر هم که با 2 مورد از دیوید لین ( و هر دو نوشته نویل کاورد ) حسابی همه رو سر کیف اورد. یکی Blithe Spirit و یکی هم This Happy Breed
3- حالا اینقدر این برنامه رو چشم بزنید تا یه بلایی سرش بیارن.
4- در مورد افت قسمت های تحلیلی برنامه سینما اقتباس هم متاسفانه چند هفته ای است که ادامه دارد و به نظر می رسد که تهیه کنندگان برنامه دیگر آن شوق و رغبت روزهای نخست خود را ندارند. شاید با مدیران تلویزیون درگیری پیدا کرده اند. خدا می داند.
http://cafeclassic2.ir/archive/index.php/thread-43-5.html
یاد آن برنامهی تکرارناشدنی به خوشی باد! اگرچه کوشیدند همهی برتریها و خوبیهای برنامه را به نام خودشان بزنند و سرانجام هم همهی حقوق مادی و معنوی آن و نیز برنامهی چهارسوق را از من دزدیدند، باز هم با سربلندی این برنامه را در کارنامهی خودم جای میدهم.
دسته: ادبیات|داستان|سینما اقتباس|کتاب
15 Dec 2010
گراهام گرین
در سالهای میان دو جنگ جهانی و پس از جنگ دوم جهانی، داستان جاسوسی به اوج خود رسید و بسیاری از نویسندگان این داستانها خود تجربههای جاسوسی و ضد جاسوسی داشتند. پس از جنگ دوم و آغاز دوران جنگ سرد، ریخت داستانهای جاسوسی دگرگون شد. داستانها از آن پس بیشتر میدان نبرد میان نیروهای امنیتی شرق و غرب بودند. گراهام گرین Graham Greene در این زمینه از نامدارترین نویسندگان بود که با آفرینش داستانهای امریکایی آرام The Quiet American و مامور ما در هاوانا Our Man in Havana سطح داستانهای جاسوسی را بالا برد.
دسته: داستان|سینما اقتباس|کتاب
12 Dec 2010بسیاری از ما تا کنون یک جاسوس را از نزدیک ندیدهایم یا اگر دیدهایم بازنشناختهایم، ولی چه بسا داستان یا فیلم جاسوسی خواندهایم یا دیدهایم. داستانها و فیلمهای جاسوسی چه آنها که قهرمانهای افسانهای شکستناپذیر دارند وچه آنها که انسانیتر و واقعیترند، همه به خواننده و یا بیننده فرصت میدهند تا از معماها و هیجانها و دلهرهها لذت ببرد.
داستان جاسوسی از دوستداشتهترین و همهپسندترین گونهی داستانی است که در این سد سال پدید آمده است. در پایان سدهی نوزدهم، فناوری نو انقلابی در جنگافزارها به وجود آورد و قدرتهای بزرگ جهانی، ارتش و نیروهای نظامی خود را به تواناییهای نوتر و کاراتر بسیج کردند. در همین زمان بود که جاسوسی و دزدی اطلاعات و نقشههای کشورها و قدرتهای رقیب رونق بسیار گرفت و به دنبال آن، گونهی نوی از داستانهای جاسوسی پدید آمد و مورد توجه خوانندگان قرار گرفت.
دسته: گوناگون
1 Dec 2010طراحی فرایند/روند است یا فراورده؟
پرسش است یا پاسخ؟
پرسیدن چه ارزشی دارد؟
هر پرسیدنی ارزش دارد؟
پرسش باید به پاسخ بینجامد؟
پرسش باید به یک پاسخ بینجامد؟
پرسش باید به یک پاسخ ویژه/از پیش خواسته شده بینجامد؟
پرسش باید به چند پاسخ بینجامد؟
پرسیدن پاسخ است؟
پرسیدن هنر است؟
پرسیدن مهارت است؟
پرسیدن نیازمند آگاهی است؟
پرسیدن از ناآگاهی است؟
پرسیدن برای رسیدن به آگاهی است؟
پرسیدن برای رسیدن به آگاهی است؟
پرسیدن باید به آگاهی برسد؟
پرسیدن گذر از دشوار است.
پرسیدن به دشواری انداختن است.
پرسیدن دشوار است.
پرسیدن خطر کردن است.
پرسیدن به خطر افکندن است.
پرسیدن خطرناک است.
برداشت اول
بپندارید که در اتاق خود نشستهاید و فیلم شاهزادهی ایرانی Prince of Persia را میبینید. در یک تلویزیون دست بالا 49 اینچی. فیلمی سرگرمکننده، معمولی و پر از خالیبندیهای هالیوودی، که نگاه سادهانگارانه و خندهدار فیلمنامهنویسان به فرهنگ و تاریخ ایرانی را نشان میدهد. با گوشه زدنهای آبکی به سیاستهای روز همچون جنگافزارهای هستهای و حق دستیابی به این جنگافزارها. آمیزهای از قهرمانهای شاهنامه، داستانهای هزار و یک شب، الموت دژ، حشاشین، جامههای عربی، کاخهای عربی و روابط غربی، همه و همه به بهانهی نمایش ایران باستان!
برداشت دوم
بپندارید که در یک سالن باشکوه، با صدای بسیار نیرومند و چندبعدی، در برابر پردهای درخور فیلمهای سینمایی در دل یک کشور عربی و در میان تماشاگران عرب نشستهاید و فیلم شاهزادهی ایرانی Prince of Persia را میبینید. این بار نه تنها خالیبندیهای هالیوودی براستی سرگرمتان میکنند، که دیدن نام خلیج فارس در صحنهای از فیلم بر یک نقشهی باستانی، خون در رگهایتان را بجوش میآورد. بناگهان تمام تندخوییهای ماموران فرودگاه و گنددماغیهای عربها را فراموش میکنید و چنان از ایرانیبودنتان شاد میشوید که برای بار دوم به دیدن فیلم مینشینید و در آن لحظهی ویژه، پس از نمایان شدن نام خلیج پارس بر پرده، دستها را به سختی به هم میکوبید و شادی میکنید. هر بار که نام پارس (پارسی، ایرانی) به گوش میرسد، دست بر هم میکوبید و شادی میکنید. چه دلنشین است برای دمی هم که شده، به ایرانی بودن خود ببالیم. حتا اگر بهانهی آن، فیلمی هالیوودی باشد.
دسته: واژگان
12 May 2010سرانجام فرهنگستان زبان فارسی پس از روزها پژوهش و بررسی، واژهی غذای فوری را به جای فست فود برگزید. دستشان درد نکند. قلمشان نویساتر باد.ولی…
جایگزینی دو واژهی انگلیسی با دو واژهی تازی، کاری است در خور و اندازهی خبرنگاران و مجریان صدا و سیمای ایرانی که چندی است به بهانهی پاکسازی زبان فارسی از این درافشانیها میکنند. شایستهتر بود که دلسوزان فرهنگ و زبان فارسی در خانهی فرهنگ و زبان فرهنگستان، پروای بیشتری در گزینش واژگان داشتند.
برای نمونه، میتوان دست کم دو واژهی ساده و خوشآهنگ فارسی را جایگزین فست فود کرد: خوراک آنی یا به گونهای بهتر آنیخوراک. که واژههای شایستهتر را زمانی بیشتر باید. تو گویی بهتر است خویشکاری فرهنگستان زبان فارسی را به همان مردمان فارسی گوی کوچه و برزن سپرد. که شایستهتر مردمانند بهر این کار.